اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
59
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
فرمان آمد به هيبت كه برو . از اين هيبت سر او بشكافت ؛ و سنت گشت قلم را سر بشكافتن ، از آن روز باز تا نشكافى ننويسد . پس بنوشت . باز امر آمد كه زير آن بنويس كه : امة مذنبة و رب غفور . قلم سجده كرد خداى را عز و جلّ شكر آن را كه خداى تعالى با امت احمد اين نيكويى كرد و گفت : يا رب ! اگر من دانستمى كه ترا با اين امت چندين فضل است باك نداشتمى كه جفاى امتان ديگر نيز بر ايشان نبشتمى ، تا بدانى كه كار به عنايت است نه به خدمت . اندكى عنايت بهتر از بسيار خدمت . جنايت [ 10 ب ] با عنايت خدمت گردد ، و خدمت بىعنايت جنايت گردد . و گفتهاند : العناية تهدم الجناية و العناية توجب الولاية و العناية توجب الهداية . و گروهى گفتهاند : كنتم خير امة فى علمنا و مشيتنا . شما بهترين امتان بوديد در علم و مشيت ما . از اين معنى بود كه بهترين رسولان را بدين امت فرستاد و كرامت كرد ، از بهر آنكه رسول عزيزترين به نزديك دوست عزيزترين فرستند . و خداى تعالى هرچه نزديك او عزيزتر بود بدين امت داد چون كعبه كه عزيزترين بقاع بود ، قبلهء ايشان كرد ؛ و چون مؤمنان كه عزيزترين خلق بودند برادران ايشان كرد ؛ و چون آدينه كه عزيزترين روزها بود عيد ايشان كرد ؛ و چون ماه رمضان كه عزيزترين ماهها بود ماه ايشان كرد ، چنان كه پيغامبر عليه الصلاة و السلام گفت : رجب شهر الله و شعبان شهرى و رمضان شهر امتى . و چون قرآن عزيزترين كتابها بود منشور ايشان كرد ، و چون محمد رسول الله صلى الله عليه و سلم عزيزترين پيغامبران بود در دنيا او را هادى ايشان كرد ، و در عقبى شفيع ايشان كرد . و از اين بزرگتر آنست كه ايشان را به خود مضاف كرد و گفت : يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ . و نيز گفت : قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ . و نيز گفت : فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ . و نيز گفت : يا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ . اگر يكبار بيش اضافت نكردى قطعيت روا نبودى . پس با چندين اضافت قطعيت كى روا بود ؟ ! و از اين بزرگتر آنست كه خود را به ايشان مضاف كرد و گفت :